أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

100

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

هنگام حكومت « مدحت پاشا » در « تركيه » به گوش مىرسيد ! اين روزها رواج گرفته است و جنگ بين هواخواهان اصلاح و مرتجعين ، شدت پيدا كرده است . شاه نيز در اين مرحله خشمناك شد ، و سيّد نيز چون احساس خطر كرد به حرم « حضرت عبدالعظيم » كه آرامگاه يكى از اولاد ائمه شيعه است ( مسافت اين نقطه تا تهران حدود بيست كيلومتر است ) پناه برد و اين مزار را ايرانىها محترم مىدانند ، به طورى كه هر كسى به آن‌جا پناه برد - كسى حق تعرض به او ندارد . سيّد اين محل را مركز تبليغات قرار داد . در آن‌جا سخنرانى مىكرد و افكار عمومى را تهييج مىنمود تا درصدد اصلاح برآيند . بعضى از وزرا و علما و رجال و افسران ، نزد او مىرفتند تا از محضر او استفاده كنند و با افكار او آشنا شوند . همين كه برمىگشتند ، چون تحت تأثير قوه جاذبه « كهربايى » او واقع شده بودند ، بحث‌هاى اصلاحى را مطرح مىساختند و مردم را تهييج مىكردند . چند ماه بر اين جريان گذشت و هر روز سروصدا بيشتر مىشد و بر جوش و خروش مردم مىافزود ، بدين جهت موقع و مقام شاه و درباريان به خطر افتاده بود ، و هر شب نشريه و شب‌نامه منتشر مىشد و اعلاميه‌هايى بدون امضا پخش مىگرديد كه ضمن آنها شاه را به عدالت دعوت مىكردند و در غير آن صورت تهديدش مىنمودند كه : از سلطنت خلع خواهد شد مگر اين‌كه حكومت ملى برقرار شود . در چنين هنگامه‌اى بود كه از ترس مردم - شاه پانصد سرباز مسلح را مأمور نمود تا به حرم عبدالعظيم حمله كنند و سيّد را دستگير نمايند . سربازان وارد شدند و با اين‌كه سيّد به شدت بيمار بود